غضنفر داشته برای دوستش خاطره تعریف میکرده ..میگه من رفتم جنگل یهو دیدم سه تا شیر به طرفم حمله کردن !!!دوستش میگه یکم کمتر خالی ببند؟؟میگه خوب 2تا بودن.باز دوستش میگه کوتاه بیا ؟میگه 1دونه بود .باز دوستش با حالت تعجب بهش نیگا میکنه !!!غضنفر هم میگه بابا بیخیال فقط علف ها تکون خوردن حالا راحت شدی